Toggle stanza 1
آب در دیده پیمانه می می آید
1

آب در دیده پیمانه می می آید

این چه شورست که از کوچه نی می آید

2

نفس عیسوی از سینه خم می جوشد

بوی روح از لب پیمانه می می آید

3

اشک را موی کشان تا سر مژگان آورد

کار سنگ یده از ناله نی می آید

4

سنگ در دامن اطفال به رقص آمده است

می توان یافت که دیوانه به حی می آید

5

طمع همت ازین شهرنشینان غلط است

این نسیمی است که از جانب طی می آید

6

من که باشم که ز رفتار تو از جا نروم؟

که ترا آهوی رم کرده ز پی می آید

7

که به دامان گلستان لب میگون مالید؟

کز لب غنچه گل نکهت می می آید

8

آنچه می آید از افکار تو بر دل صائب

از می ناب کجا آید و کی می آید؟

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 3635 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood