غزل شمارهٔ 4214
Toggle stanza 1شد چون هدف سر که درین خاکدان بلند
11
شد چون هدف سر که درین خاکدان بلند
کز شش جهت نگشت صدای کمان بلند
22
افکند دور ناله ز آتش سپند را
زنهار چون سپند نسازی فغان بلند
33
همت بلند دار که آسیب کم رسد
آن را که چون عقاب بود آشیان بلند
44
زان پیشتر که کعبه شود بوسه گاه خلق
گلبانگ بوسه بود ازان آستان بلند
55
ابرو کشیده ومژه شوخ ونگه رسا
ناوک بلند ودست بلندوکمان بلند
66
یکباره بستن در انصاف خوب نیست
دیوار باغ را مکن ای باغبان بلند
77
لاف کرم نتیجه پستی همت است
از دست کوته است که باشد زبان بلند
88
امروز نیست داغ جنون پرده سوز عقل
پیوسته بود آتش این کاروان بلند
99
چون لاله داغدار شد پرده های گوش
هر جا شود ز خامه صائب فغان بلند
Sources
Persian text source: Ganjoor

