غزل شمارهٔ 3326
Toggle stanza 1نه همین فکر مرا روز به من نگذارد
11
نه همین فکر مرا روز به من نگذارد
که به خوابم گل شب بوی سخن نگذارد
22
هر عقیقی که دلش در گرو نام بود
پشت آسوده به دیوار یمن نگذارد
33
سر زلفی که من از شام غریبان دیدم
هیچ سودازده ای را به وطن نگذارد
44
گل اگر شرم ز روی چمن آرا نکند
آرزو در دل مرغان چمن نگذارد
55
چون سهیل عرق شرم دلم می لرزد
که کسی دست بر آن سیب ذقن نگذارد
66
یک سحر لاله خورشید نیاید بیرون
که فلک داغ نوی بر دل من نگذارد
77
در فسونسازی آن چشم سیه حیرانم
که خموش است و کسی را به سخن نگذارد
88
چون برم سر به گریبان خموشی صائب؟
که گریبان من از دست، سخن نگذارد
Sources
Persian text source: Ganjoor

