غزل شمارهٔ 5869
Toggle stanza 1چون غنچه دست بر دل شیدا گذاشتیم
11
چون غنچه دست بر دل شیدا گذاشتیم
گل را به باغبان خنک وا گذاشتیم
22
تا چند چون سفینه توان بود تخته بند؟
موجی شدیم و روی به دریا گذاشتیم
33
چون داغ لاله از سر ما موج خون گذشت
پهلو اگر به بستر خارا گذاشتیم
44
تبخاله است لاله سرچشمه سراب
بیهوده دل به عشوه دنیا گذاشتیم
55
از جوش می، چو ابر (ز) دریا هوا گرفت
هر پنبه ای که بر سر مینا گذاشتیم
66
خود را به تیغ کوه کشیدند لاله ها
تا همچو سیل روی به صحرا گذاشتیم
77
افتاده تر ز سنگ نشان بود گردباد
روزی که ما به دشت جنون پا گذاشتیم
88
عشق غیورننگ شراکت نمی کشد
ما آفتاب را به مسیحا گذاشتیم
99
تا کی به شیشه خانه مشرب زنند سنگ؟
زهاد را به باطن مینا گذاشتیم
1010
صائب کسی به درد دل ما نمی رسد
ناچار دست بر دل شیدا گذاشتیم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

