Toggle stanza 1
از زیر چشم در رخ مستور می نگر
1

از زیر چشم در رخ مستور می نگر

مستور رابه دیده مستور می نگر

2

از پاکدامنی نکنی گر به می نگاه

باری درآن دو نرگس مخمور می نگر

3

بگشای چاک سینه وسیر بهشت کن

آیینه پیش رو نه و در حور می نگر

4

غمگین وشادمان مشواز هیچ حالتی

در انقلاب عالم پرشور می نگر

5

سیری زخاک نیست تهی چشم حرص را

در کاسه های خالی فغفور می نگر

6

آخر به آتش است سر و کار ظلم را

انجام کار خانه زنبور می نگر

7

روی زمین اگر چو سلیمان ازان توست

خود رابه زیر پای کم از مور می نگر

8

فربه مساز لقمه تن رابه آب ونان

آخر به تنگی دهن گور می نگر

9

شبنم به آفتاب ز پاس ادب رسید

با یار دل یکی کن و از دور می نگر

10

تاممکن است از سخن حق خموش باش

صائب به دار عبرت منصور می نگر

Sources

Persian text source: Ganjoor