غزل شمارهٔ 3491
Poet: Saib
Toggle stanza 1تا به تعظیم نهال تو ز جا برجستند
11
تا به تعظیم نهال تو ز جا برجستند
سروها یکقلم از پای دگر ننشستند
22
از تماشای تو نظارگیان راست دو عید
تا دو ابروی هلال تو به هم پیوستند
33
مزن ای شانه به هم زلف دلاویزش را
که درین سلسله بسیار عزیزان هستند
44
می توان کرد عمارت چو شود کعبه خراب
وای بر سنگدلانی که دلی را خستند
55
چه خیال است که در روز جزا سبز شوند؟
دانه هایی که درین شوره زمین پا بستند
66
وقت آن صافدلان خوش که ز لبهای خموش
پیش یأجوج سخن سد خموشی بستند
77
می برم رشک درین بزم بر آن مشت سپند
که به یک ناله جانسوز ز آتش جستند
88
از گدازند درین دایره ایمن صائب
چون مه آنان که لب نان فلک نشکستند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

