غزل شمارهٔ 1986
Toggle stanza 1لعلت به خنده پرده گل را دریده است
11
لعلت به خنده پرده گل را دریده است
آیینه از رخت گل خورشید چیده است
22
نظاره تو تازه کند داغ کهنه را
این لاله گویی ز دل آتش چکیده است
33
اسباب تیره بختی ما دست داده است
تا سرمه ات به گوشه ابرو رسیده است
44
کار تو نیست چاره درد من ای مسیح
این شیوه را تبسم او آفریده است
55
ما برق را بر آتش غیرت نشانده ایم
سیماب در قلمرو ما آرمیده است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

