غزل شمارهٔ 4966
Poet: Saib
Toggle stanza 1رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش
رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش
زجانهای پریشان رشته جان است هرمویش
قبای اطلس افلاک شد پیراهن یوسف
زبس پیچید درمغز پریشان جهان بویش
ز هر زخم نمایان مشرق خورشید می گردد
شهیدی (را) که باشد شمع بالین پرتو رویش
سجود آسمانها حلقه بیرون درباشد
چه باشد سجده من در حضور طاق ابرویش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دل من دست بازی می کند هر لحظه با مویش
معاذالله که گر ناگه ببیند چشم بدخویش
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1198
چه سازم تا توانم ریخت رنگ سجده در کویش
سر افتادهای دارم که پیشانیست زانویش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1830
صبا ای پیک مشتاقان قدم فهمیده نه سویش
که رنگم میپرد گر میتپد گرد از سرکویش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1832
طرب خواهی درین محفل برون آ گامی آن سویش
بنالد موج از دریا، تهی ناکرده پهلویش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1834
چه نسبت بانسیم مصر دارد شوخی بویش؟
که خون رامشک سازد در دل صیاد، آهویش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4965
کجا چشم ترمن زهره دارد بنگرد سویش؟
که می ساید به ابر از بس بلندی تیغ ابرویش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4967
چنان افکنده است ازطاق دلها کعبه راکویش
که پهلو می زند با طاق نیسان طاق ابرویش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4968
ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش
چسان دل داد خط را کاین چنین استاد بررویش ؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4969
Sources
Persian text source: Ganjoor

