غزل شمارهٔ 4595
Poet: Saib
Toggle stanza 1ترک من کزپسته اش بی خواست می ریزد شکر
ترک من کزپسته اش بی خواست می ریزد شکر
چشم تنگی دارد از بادام کوهی تلختر
با سبکباران چه سازد قلزم پر شور و شر؟
کف به ساحل می رسد از سیلی موج خطر
صحبت نیکان بدان را خوب رسوا می کند
می نماید تلخی بادام افزون در شکر
دعوی منصور از دارفنا این اوج یافت
منزل تیر کمان سخت باشد دورتر
گفتگوی ناصحان بادست چون دل شد سیاه
نیست خون مرده را پروای زخم نیشتر
ازمیان زنار کافر نعمتی راباز کن
تافلک چون بندگان در خدمتت بنددکمر
هر که را در پرده های چشم، آب شرم هست
زود می آید برون از پوست چون بادام تر
لاله داغ است باغ دلگشای عاشقان
برندارد مرغ زیرک صائب از روزن نظر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از غبار جلوه غیر تو تا بستم نظر
چون صف مژگان دو عالم محو شد در یکدگر
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1651
بر تماشای فنایم دوخت پیریها نظر
یافتم در حلقهگشتن حلقهٔ چشم دگر
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1652
در طلسم درد از ما میتوان بردن اثر
گرد ما چون صبح دارد دامن چاک جگر
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1654
در گلستانی که سرو او نباشد جلوهگر
شاخگل شمشیر خونآلودم آید در نظر
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1655
دست داری برفشان چون کل در اینکلزار زر
داغ میخواهی بنه چون لاله درکهسار سر
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1656
اسکندر را گفتند به چه سبب یافتی آنچه یافتی از دولت سلطنت و وسعت مملکت با صغر سن و حداثت عهد؟ گفت: به استمالت دشمنان تا از غایله دشمنی زمام تافتند، و از تعاهد دوستان تا در قاعده دوستی استحکام یافتند.
بایدت ملک سکندر چون وی از حسن سیر
JamiBaharistanروضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)بخش 19
حلقه زر تا به گوشت جای کرد ای سیمبر
قامتم چون حلقه شد زین رشک و رخسارم چو زر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 432
بر کنار دجله دور از یار و مهجور از دیار
دارم از اشک جگرگون دجله خون در کنار
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 438
سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
جان سپر کردم ولیکن تیر کم زن بر سپر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1067
نیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمر
خسروی باید که نوشم زان لب شیرین شکر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1068
Sources
Persian text source: Ganjoor

