غزل شمارهٔ 438
Poet: Jami
Toggle stanza 1بر کنار دجله دور از یار و مهجور از دیار
بر کنار دجله دور از یار و مهجور از دیار
دارم از اشک جگرگون دجله خون در کنار
چون سواد دیده ام دریا کند بغداد را
سیل چشم دجله بارم گر شود با دجله یار
گر نبردی آرزوی یثربم از کف زمام
کی فتادی بر خراب آباد بغدادم گذر
این نه باغ داد خارستان بیداد است لیک
نیست جز ارباب دل را دل ز خار او فگار
وقت کوچ آمد ببند ای ساربان بار سفر
تا به کی باشد دل از بغدادیانم زیر بار
هر دم از شوق سفر چون اشتران سرخ موی
می کشد بر روی زردم قطره های خون قطار
پشت خم گردد چو گردن ناقه را در بادیه
گر شود با بارهای دل بر او جامی سوار
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از غبار جلوه غیر تو تا بستم نظر
چون صف مژگان دو عالم محو شد در یکدگر
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1651
بر تماشای فنایم دوخت پیریها نظر
یافتم در حلقهگشتن حلقهٔ چشم دگر
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1652
در طلسم درد از ما میتوان بردن اثر
گرد ما چون صبح دارد دامن چاک جگر
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1654
در گلستانی که سرو او نباشد جلوهگر
شاخگل شمشیر خونآلودم آید در نظر
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1655
دست داری برفشان چون کل در اینکلزار زر
داغ میخواهی بنه چون لاله درکهسار سر
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1656
سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
جان سپر کردم ولیکن تیر کم زن بر سپر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1067
نیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمر
خسروی باید که نوشم زان لب شیرین شکر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1068
شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر
شادیی کان از دلت آید زهی کان شکر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1078
آفتاب است آن پریرخ؟ یا ملائک؟ یا بشر؟
قامت است آن؟ یا قیامت؟ یا الف؟ یا نیشکر؟
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 293
از خلافست اینهمه شر در نهاد بوالبشر
وز خلافست آدمی در چنگ جنگ و شور و شر
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 67 - در تهنیت صلح خواجه امام منصور و سیف الحق شیخ الاسلام
Sources
Persian text source: Ganjoor

