Audio
Toggle stanza 1
ما خنده را به مردم بیغم گذاشتیم
1

ما خنده را به مردم بیغم گذاشتیم

گل را به شوخ چشمی شبنم گذاشتیم

2

قانع به تلخ و شور شدیم از جهان خاک

چون کعبه دل به چشمه زمزم گذاشتیم

3

مردم به یادگار اثرها گذاشتند

ما دست رد به سینه عالم گذاشتیم

4

چیزی به روی هم ننهادیم در جهان

جز دست اختیار که بر هم گذاشتیم

5

دادند اگر عنان دو عالم به دست ما

از بیخودی ز دست همان دم گذاشتیم

6

الماس، بی نمک شده بود از موافقت

تدبیر زخم و داغ به مرهم گذاشتیم

7

بی حاصلی نگرکه حضور بهشت را

از بهر یک دو دانه چو آدم گذاشتیم

8

صائب فضای چرخ مقام نشاط نیست

بیهوده پا به حلقه ماتم گذاشتیم

Audio

0:000:00

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor