Toggle stanza 1
کجا روشن شود چشم زلیخا بر تن یوسف؟
1

کجا روشن شود چشم زلیخا بر تن یوسف؟

که عصمت سر زد از یک جیب با پیراهن یوسف

2

محبت کرد چون دستار چشم پیر کنعان را

در آن ساعت که تهمت چاک زد پیراهن یوسف

3

بیاض و خط دیوانی به یکدیگر نمی‌خوانند

چه نسبت طره زنجیر را با گردن یوسف؟

4

به خون زن کجا رنگین کند سرپنجه غیرت؟

دل از مردان رباید غمزهٔ مردافکن یوسف

5

مه و خورشید را در سجده خود دیده در طفلی

کجا حسن زنان مصر گردد رهزن یوسف؟

6

چو از درد غریبی بندبندش در فغان آید

شود زنجیر آهن دل، شریک شیون یوسف

7

منال ای صاحب بیت الحزن از چشم تاریکی

که خواهی گشت بینا از جمال روشن یوسف

8

عزیز مصر عزت زحمت خواری نمی‌بیند

چه پیه گرگ می‌مالند بر پیراهن یوسف؟

9

چرا از تهمت ناگاه غمگین می‌شوی صائب؟

نَرُست از خار تهمت دامن پیراهن یوسف

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 5161 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood