Toggle stanza 1
بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی
1

بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی

در سنگ اگر نظر کنی آیینه رو کنی

2

استاده است تیشه به کف عشق بت شکن

دل را مباد بتکده آرزو کنی

3

ای واعظ فسرده نفس، چند همچو نِی

خود را به کار خلق به زور گلو کنی؟

4

معراج دوش خلق رود زیر بار تو

افتادگی شعار اگر چون سبو کنی

5

از چشمه سار نسبت اگر آب خورده ای

از اشک تاک آب به پای کدو کنی

6

آن گوهر نهفته که خورشید داغ اوست

در مشت خاک توست اگر جستجو کنی

7

(عمر بهار چون شفق صبح بی بقاست

با آفتاب زرد خزان به که خو کنی)

8

در هیچ چشمه آب نمازی نمانده است

صائب مگر به خون دل خود وضو کنی

Sources

Persian text source: Ganjoor