Toggle stanza 1
هر چند به ظاهر چون روان در بدنم من
1

هر چند به ظاهر چون روان در بدنم من

چون معنی بیگانه غریب وطنم من

2

با یوسف اگر در ته یک پیرهنم من

از شرم همان ساکن بیت الحزنم من

3

در ظاهر اگر در تن خاکی است قرارم

چون معنی بیگانه غریب وطنم بود

4

روی سخن من به کسی نیست جز از خود

با آینه چون طوطی اگر در سخنم من

5

در وقت خوش من نرسد دیده بدبین

پوشیده تر از خلوت در انجمنم من

6

چون شانه ز دوری است همان سینه من چاک

هر چند در آن زلف شکن بر شکنم من

7

دارم به می ناب درین میکده امید

چون کوزه سربسته اگر بی دهنم من

8

هر چند که شبنم به سبکروحی من نیست

چون سبزه بیگانه گران بر چمنم من

9

صائب چو گل از جبهه واکرده درین باغ

محشور به صد خار ز خلق حسنم من

Sources

Persian text source: Ganjoor