غزل شمارهٔ 6431
Toggle stanza 1هر چند به ظاهر چون روان در بدنم من
11
هر چند به ظاهر چون روان در بدنم من
چون معنی بیگانه غریب وطنم من
22
با یوسف اگر در ته یک پیرهنم من
از شرم همان ساکن بیت الحزنم من
33
در ظاهر اگر در تن خاکی است قرارم
چون معنی بیگانه غریب وطنم بود
44
روی سخن من به کسی نیست جز از خود
با آینه چون طوطی اگر در سخنم من
55
در وقت خوش من نرسد دیده بدبین
پوشیده تر از خلوت در انجمنم من
66
چون شانه ز دوری است همان سینه من چاک
هر چند در آن زلف شکن بر شکنم من
77
دارم به می ناب درین میکده امید
چون کوزه سربسته اگر بی دهنم من
88
هر چند که شبنم به سبکروحی من نیست
چون سبزه بیگانه گران بر چمنم من
99
صائب چو گل از جبهه واکرده درین باغ
محشور به صد خار ز خلق حسنم من
Sources
Persian text source: Ganjoor

