Toggle stanza 1
از داغ بود چهره افروخته من
1

از داغ بود چهره افروخته من

گردد ز شرر زنده دل سوخته من

2

چون آتش سوزان ز طرب نیست، که باشد

از سیلی صرصر رخ افروخته من

3

چون لاله ز می نیست مرا سرخی رخسار

خون است شراب جگرسوخته من

4

پوشیدن چشم است مرا خانه صیاد

غافل مشو از باز نظردوخته من

5

تا چشم کند کار، سیه خانه لیلی است

در دامن صحرای دل سوخته من

6

فریاد که چون غنچه پی سوختن دل

شد مشت شراری زراندوخته من

7

صائب کند از سایه خود وحشت صیاد

رم کرده غزالی که شد آموخته من

Sources

Persian text source: Ganjoor