غزل شمارهٔ 6432
Toggle stanza 1از داغ بود چهره افروخته من
11
از داغ بود چهره افروخته من
گردد ز شرر زنده دل سوخته من
22
چون آتش سوزان ز طرب نیست، که باشد
از سیلی صرصر رخ افروخته من
33
چون لاله ز می نیست مرا سرخی رخسار
خون است شراب جگرسوخته من
44
پوشیدن چشم است مرا خانه صیاد
غافل مشو از باز نظردوخته من
55
تا چشم کند کار، سیه خانه لیلی است
در دامن صحرای دل سوخته من
66
فریاد که چون غنچه پی سوختن دل
شد مشت شراری زراندوخته من
77
صائب کند از سایه خود وحشت صیاد
رم کرده غزالی که شد آموخته من
Sources
Persian text source: Ganjoor

