Toggle stanza 1
با فقیری در سخاوت بی نظیر عالمم
1

با فقیری در سخاوت بی نظیر عالمم

چون دعا با دست خالی دستگیر عالمم

2

چون هما هر چند بی منت دهم دولت به خلق

بهر مشتی استخوان منت پذیرعالمم

3

خود فروشی پیشه من نیست چون بیمایگان

فارغ از رد و قبول و داروگیر عالمم

4

از سخنهایی که می آید به کار مردمان

تا به دیوان قیامت ناگزیر عالمم

5

گوش سنگین چمن پیر است مهر لب مرا

ورنه من از بلبلان خوش صفیرعالمم

6

پرده مردم دریدن نیست لایق، ورنه من

از صفای سینه آگاه از ضمیر عالمم

7

خواری دایم به است از عزت پا در رکاب

بی نیاز از اعتبار زود سیر عالمم

8

با جهان آب وگل دلبستگی نبود مرا

می توان چون مو بر آورد از خمیر عالمم

9

می نهند انگشت برحرفم خطاکاران همان

گرچه از افکار صائب بی نظیر عالمم

Sources

Persian text source: Ganjoor