Toggle stanza 1
دل خالی ز هوس خلوت جانانه بود
1

دل خالی ز هوس خلوت جانانه بود

شیشه چون شد تهی از باده پریخانه بود

2

دلش از کوتهی رشته عمرست کباب

گریه شمع نه در ماتم پروانه بود

3

شکن زلف تو از خال فریبنده ترست

گره دام تو دلچسب تر از دانه بود

4

بی جنون دایره حسن بود بی پرگار

مرکز حلقه اطفال ز دیوانه بود

5

دایم از کیف دو بالاست دماغش بر تخت

هرکه را تاج و نگین، شیشه و پیمانه بود

6

بخت سبزی که توانگر به دعا می طلبد

قانعان را به نظر سبزه بیگانه بود

7

خرج من دایم از اندازه دخل است زیاد

مور در خرمن من بیشتر از دانه بود

8

لب پیمانه بود نقل شرابم صائب

مطرب محفل من نعره مستانه بود

Sources

Persian text source: Ganjoor