Toggle stanza 1
حیف است عمر صرف تماشا کند کسی
1

حیف است عمر صرف تماشا کند کسی

چون باز بی شکار نظر وا کند کسی

2

آیینه است عالم و سیماب رهروان

آسودگی چگونه تمنا کند کسی؟

3

از دار پا به کرسی افلاک می نهد

خود را اگر سبک چو مسیحا کند کسی

4

در منزل نخست فنا می شود تمام

هر چند زاد راه مهیا کند کسی

5

زین خار و خس که ریخت علایق به راه ما

فرصت کجاست چشم به بالا کند کسی؟

6

عالم تمام یک گل بی خار می شود

دل را اگر ز کینه مصفا کند کسی

7

آهن دلان به آه ملایم نمی شوند

چون قفل بسته را به نفس وا کند کسی؟

8

اظهار درد، مرگ گلوگیر دیگرست

چون عرض درد خود به مسیحا کند کسی؟

9

شیرین کنیم کام چو طوطی به حرف خوش

گر در شکر مضایقه با ما کند کسی

10

خالی نکرده دامن اطفال را ز سنگ

ظلم است رو به دامن صحرا کند کسی

11

چون عاقبت گذاشتنی و گذشتنی است

صائب چه التفات به دنیا کند کسی؟

Sources

Persian text source: Ganjoor