غزل شمارهٔ 6916
Toggle stanza 1ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟
11
ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟
دیوانه را به حلقه طفلان چه می بری؟
22
چون شکر این فشار که من خورده ام بس است
بار دگر مرا به نیستان چه می بری؟
33
دلهای بی غمان چمن می شود کباب
این بی دماغ را به گلستان چه می بری؟
44
چون اشک می دود به رخ شمع، بی حجاب
پروانه مرا به شبستان چه می بری؟
55
از عشق، بدعت است تمنای خونبها
ای خودفروش عرض شهیدان چه می بری
66
از دست رعشه دار گشادی نمی شود
دیوان دل به زلف پریشان چه می بری؟
77
این دزدها تمام شریکند با عسس
پیش فلک شکایت دونان چه می بری؟
88
شیر روان ز مایه زمین گیر می شود
هشیار را به مجلس مستان چه می بری؟
99
دل را به خاکبازی طفلانه باختی
از شهر ارمغان به بیابان چه می بری؟
1010
صائب وداع بخت سیه کار خویش کن
این سرمه را به خاک صفاهان چه می بری؟
Sources
Persian text source: Ganjoor

