غزل شمارهٔ 4475
Poet: Saib
Toggle stanza 1از عشق یار نوخط دل زود می گشاید
از عشق یار نوخط دل زود می گشاید
فصل بهاراز دل زنگار می زداید
حسن برهنه رویان بر یک قرار باشد
هر روز خط کمالی بر حسن می فزاید
از یار چارابرو سخت است دل گرفتن
کشتی ز چار موجه کمتر به ساحل آید
هر کس فکند خود راافکند عالمی را
هر کس به خود برآید با عالمی برآید
عشق است بی تکلف حسن است لاابالی
تا با که خوش بر آید تا از کجا نماید
آیینه دار عشقند ذرات هر دو عالم
این آفتاب جانسوز تا از کجا برآید
گلهای بوستانی بر هم نهند دیوان
دیوان خویش صائب در هر کجا گشاید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مستان چشم اویم از ما خمار ناید
غیر دلی پر از خون جام دگر نشاید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 827
دریا دو چشم و آتش بر دل همی فزاید
مردم میان دریا وآتش چگونه شاید؟
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 50
در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ ناید
دانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زاید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 843
Sources
Persian text source: Ganjoor

