Toggle stanza 1
کی از ستاره برمن سنگ ستم نیامد
1

کی از ستاره برمن سنگ ستم نیامد

از کهکشان به فرقم تیغ دو دم نیامد

2

تا دانه امیدم خاکستری نگردید

دامن کشان به کشتم ابر کرم نیامد

3

گویا به خواب رفته است بخت سیه که امروز

حرفی رقم نمودم مو بر قلم نیامد

4

ز اهل کرم زمانه پیوسته بود مفلس

یا در زمانه مامرد کرم نیامد

5

در امتحان زلفش دل پای کرد قایم

در پله فلاخن این سنگ کم نیامد

6

از شوق آن بر ودوش روزی بغل گشودم

آغوش من چو محراب دیگر بهم نیامد

7

صائب چه چشم داری از فصلهای دیگر

این قسم نوبهاری برخاک نم نیامد

Sources

Persian text source: Ganjoor