غزل شمارهٔ 6747
Poet: Saib
Toggle stanza 1نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری
نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری
بحمدالله متاع ما ندارد روی بازاری
متاع آشنایی روی گردان گشته از دلها
همین از آشنارویان بجا مانده است دیواری
به زلف حرف ما آشفتگان بسیار می پیچی
سروکارت نیفتاده است با زلف سیه کاری
چو مجنون خانه ای در دامن صحرا هوس دارم
که غیر از گردباد آنجا نیاید هیچ دیاری
برافتاده است رسم مردمی از گلشن عالم
ندارد نرگس بیمار بر بالین پرستاری
اگر سیاره گردون سراسر مشتری گردد
نیفتد بر سر من سایه دست خریداری
اگر دشمن سرت خواهد چو گل در دامنش افکن
چو شاخ گل برون بر از چمن دوش سبکباری
ازین دشت بلاخیز حوادث چون روم صائب؟
دهن واکرده است از هر طرف آتش زبان ماری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
عزیزی همچو جان، ار چه چو خاکم خوار بگذاری
به حق عزتی کاندر دل من دارد آن خواری
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1892
گهی بنما و گه پوشیده دار آن روی گلناری
چه غم دارد ترا، بگذار تا میرم بدین خواری
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1893
چو عفوت بیحد افتادهست دریاهاست پنداری
که پیدا نیست قعرش پیش جامی جز به دشواری
JamiDivan-e Ashʿarاشعار پراکندهشمارهٔ 3
امیر دل همیگوید تو را گر تو دلی داری
که عاشق باش تا گیری ز نان و جامه بیزاری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2502
مروت نیست در سرها که اندازند دستاری
کجا گیرد نظام ای جان به صرفه خشک بازاری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2528
دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری
که امشب مینویسد زی نویسد باز فردا ری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2530
کی افسون خواند در گوشت که ابرو پر گره داری؟!
نگفتم: «با کسی منشین که باشد از طرب عاری؟!
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2532
برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری
کبوترهای دلها را توی شاهین اشکاری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2533
مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری
اگر مه را جفا گویم بجنبان سر بگو آری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2534
هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری
نماند مر ورا ناله نباشد مر ورا زاری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2535
Sources
Persian text source: Ganjoor

