Toggle stanza 1
چو عفوت بی‌حد افتاده‌ست دریاهاست پنداری
1

چو عفوت بی‌حد افتاده‌ست دریاهاست پنداری

که پیدا نیست قعرش پیش جامی جز به دشواری

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

عزیزی همچو جان، ار چه چو خاکم خوار بگذاری

به حق عزتی کاندر دل من دارد آن خواری

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1892

گهی بنما و گه پوشیده دار آن روی گلناری

چه غم دارد ترا، بگذار تا میرم بدین خواری

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1893

امیر دل همی‌گوید تو را گر تو دلی داری

که عاشق باش تا گیری ز نان و جامه بیزاری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2502

مروت نیست در سرها که اندازند دستاری

کجا گیرد نظام ای جان به صرفه خشک بازاری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2528

دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری

که امشب می‌نویسد زی نویسد باز فردا ری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2530

کی افسون خواند در گوشت که ابرو پر گره داری؟!

نگفتم: «با کسی منشین که باشد از طرب عاری؟!

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2532

برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری

کبوترهای دل‌ها را توی شاهین اشکاری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2533

مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری

اگر مه را جفا گویم بجنبان سر بگو آری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2534

هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری

نماند مر ورا ناله نباشد مر ورا زاری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2535

مثال باز رنجورم زمین بر، من ز بیماری

نه با اهل زمین جنسم، نه امکان است طیاری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2536

Sources

Persian text source: Ganjoor

شمارهٔ 3 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood