Toggle stanza 1
بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی
1

بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی

ره به گنجینه اسرار نبرده است کسی

2

من و یک لحظه جدایی ز تو، آن گاه حیات؟

اینقدر صبر به عاشق نسپرده است کسی

3

لب نهادم به لب یار و سپردم جان را

تا به امروز به این مرگ نمرده است کسی

4

ریزش اشک مرا نیست محرک در کار

دامن ابر بهاران نفشرده است کسی

5

آب آیینه ز عکس رخ من نیلی شد

اینقدر سیلی ایام نخورده است کسی

6

غیر از آن کس که سر خود به گریبان برده است

گوی توفیق ازین عرصه نبرده است کسی

7

داغ پنهان مرا کیست شمارد صائب؟

در دل سنگ شرر را نشمرده است کسی

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 6818 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood