غزل شمارهٔ 4161
Toggle stanza 1داغ از حرارت جگرم داد میزند
11
داغ از حرارت جگرم داد میزند
آتش به سوز سینه من باد میزند
22
هر لالهای که از جگر سنگ میدمد
دامن به آتش دل فرهاد میزند
33
از دل نمیرسد نفس عاشقان به لب
بلبل ز بیغمی است که فریاد میزند
44
در خانمان خرابی خود سعی میکند
چون غنچه هر که دم ز دل شاد میزند
55
آیینه خانه دل من از خیال او
چون کوه قاف موج پریزاد میزند
66
از ترکتاز عشق کسی جان نمیبرد
این سیل بر خرابه و آبادمیزند
77
صائب به پای خویش زند تیشه بیخبر
آن بیادب که خنده به استاد میزند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

