Toggle stanza 1
خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن
1

خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن

کاین صید رام می شود از وا گذاشتن

2

بی انتظار دامن ساحل گرفتن است

چون موج دست بر دل دریا گذاشتن

3

دل را ز اشک تلخ سبکبار می کند

سر بر خط پیاله چو مینا گذاشتن

4

دیوانه ای، ز سنگ ملامت متاب روی

بازیچه نیست سلسله بر پا گذاشتن

5

تا هست سنگ در کف طفلان شهر و کوی

دیوانگی است روی به صحرا گذاشتن

6

ای عشق، خود بگوی کز انصاف دور نیست

ما را به اختیار خرد واگذاشتن؟

7

در عالمی که عبرت ازو موج می زند

نتوان مدار خود به تماشا گذاشتن

8

سرسبز باد خامه صائب که حق اوست

سر در ره سخن عوض پا گذاشتن

Sources

Persian text source: Ganjoor