غزل شمارهٔ 1423
Poet: Saib
Metre: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: وشیکهتراست
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1شور در دل فکند لعل خموشی که تراست
11
شور در دل فکند لعل خموشی که تراست
خواب را تلخ کند چشمه نوشی که تراست
22
از لطافت، سخنی چند که در دل داری
می توان خواند ز لبهای خموشی که تراست
33
خواب را شوخی چشم تو رم آهو کرد
چه کند باده گلرنگ به هوشی که تراست؟
44
صرف خمیازه آغوش شود اوقاتش
هر که را چشم فتد بر بر و دوشی که تراست
55
ای بسا روز عزیزان که سیه خواهد کرد
از خط و زلف، رخ غالیه پوشی که تراست
66
سبزه تربتش از آب گهر سبز شود
هر که چشم آب دهد از در گوشی که تراست
77
چه بهشتی است که ایمان به گرو می گیرد
از فقیران، نگه باده فروشی که تراست
88
طرف دعوی صائب مشو ای بلبل مست
که دو هفته است همین جوش و خروشی که تراست
99
نیست ممکن که ترا پخته نسازد صائب
چون می تلخ درین میکده جوشی که تراست
Sources
Persian text source: Ganjoor

