غزل شمارهٔ 6535
Toggle stanza 1خون لاله لاله می چکد از رنگ آل تو
خون لاله لاله می چکد از رنگ آل تو
گلگونه همند جلال و جمال تو
افتاده است خال تو از چشم شوختر
این نافه پیش پیش دود از غزال تو
عریان ز آفتاب قیامت نمی کشد
خورشید آنچه می کشد از انفعال تو
عالم ز نقش پای تو گردید لاله زار
شد بس که خون بیگنهان پایمال تو
ذوق وصال می گزد از دور پشت دست
گرم است بس که صحبت من با خیال تو
هر چند عارض تو بهشتی است دلگشا
صد پرده خوشترست ز عارض خصال تو
نقاش بر ورق نتواند کشیدنش
از بس که سرکش است قد چون نهال تو
خواهی حنای پا کن و خواهی نگار دست
من مشت خون خویش نمودم حلال تو
صائب چنین که طبع تو شد بر سخن سوار
خواهد گرفت روی زمین را خیال تو
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
زینسان که خو گرفت دلم با وصال تو
وای من آن زمان که نبینم جمال تو
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 803
ای آفتاب آینه دار جمال تو
مشک سیاه مجمره گردان خال تو
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 408
ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
آیینه گشتهام همه بهر خیال تو
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2234
نتوان در آب و آینه دیدن مثال تو
چون مد آه سایه ندارد نهال تو
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6536
از بس که سرکش است قد چون نهال تو
در آب هم نگون ننماید مثال تو
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6537
Sources
Persian text source: Ganjoor

