غزل شمارهٔ 6537
Toggle stanza 1از بس که سرکش است قد چون نهال تو
از بس که سرکش است قد چون نهال تو
در آب هم نگون ننماید مثال تو
از حسن بی مثال کند ناز بر جهان
آیینه دلی که پذیرد مثال تو
هر چند بخت کوته و ایام نارساست
نومید نیستم ز امید وصال تو
چندان که دل فزون شکنی شوختر شوی
گویا که در شکستن دلهاست بال تو
در سینه زعفران شودش ریشه ملال
هر کس که بگذرد به دل بی ملال تو
دایم بود ز خون شفق تازه رو چو صبح
ناخن به هر دلی که رساند هلال تو
فردای حشر مایه اشک ندامت است
امروز خون هر که نشد پایمال تو
یارب چه آتشی، که گلاب چکیده شد
در شیشه های غنچه گل از انفعال تو
خورشید آیدش ورق شسته در نظر
چشمی که شد فریفته خط و خال تو
در جام صبح و در قدح آفتاب نیست
خونی که همچو شیر نباشد حلال تو
دامان خاک پرده دام است سر به سر
تا قسمت کمند که گردد غزال تو
گر دیگران به وصل تو خوشوقت می شوند
صائب دلش خوش است به فکر و خیال تو
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
زینسان که خو گرفت دلم با وصال تو
وای من آن زمان که نبینم جمال تو
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 803
ای آفتاب آینه دار جمال تو
مشک سیاه مجمره گردان خال تو
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 408
ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
آیینه گشتهام همه بهر خیال تو
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2234
خون لاله لاله می چکد از رنگ آل تو
گلگونه همند جلال و جمال تو
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6535
نتوان در آب و آینه دیدن مثال تو
چون مد آه سایه ندارد نهال تو
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6536
Sources
Persian text source: Ganjoor

