غزل شمارهٔ 4316
Toggle stanza 1از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
11
از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
تا ریشه ام چو رشته به آب گهر رسید
22
از بوی پیرهن گذرد آستین فشان
در مغز هر که بوی کباب جگر رسید
33
از ریزشی که کرد در ایام نو بهار
در بر گریز شاخ به وصل ثمر رسید
44
آلودگی ز رحمت یزدان حجاب نیست
شبنم به آفتاب ز دامان تر رسید
55
دیگر غبار دامن هیچ آشنا نشد
تا دست من به دامن آه سحر رسید
66
گردید پست همتم از پستی فلک
در تنگنای بیضه مرا بال وپر رسید
77
چون شاخ نازکی که شود خم ز جوش بار
زلف تو از گرانی دل تا کمر رسید
88
ایمن ز انقلاب شود آب در گهر
آسوده رهروی که به صاحب نظر رسید
99
از درد رو متاب که عمر دوباره یافت
هر خون مرده ای که به این نیشتر رسید
1010
چون ترک آه و ناله کند تلخکام عشق
نی عاقبت ز ناله به وصل شکر رسید
1111
صائب مدار دست ز دامان پیچ وتاب
کز پیچ وتاب رشته به وصل گهر رسید
Sources
Persian text source: Ganjoor

