Toggle stanza 1
از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
1

از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید

تا ریشه ام چو رشته به آب گهر رسید

2

از بوی پیرهن گذرد آستین فشان

در مغز هر که بوی کباب جگر رسید

3

از ریزشی که کرد در ایام نو بهار

در بر گریز شاخ به وصل ثمر رسید

4

آلودگی ز رحمت یزدان حجاب نیست

شبنم به آفتاب ز دامان تر رسید

5

دیگر غبار دامن هیچ آشنا نشد

تا دست من به دامن آه سحر رسید

6

گردید پست همتم از پستی فلک

در تنگنای بیضه مرا بال وپر رسید

7

چون شاخ نازکی که شود خم ز جوش بار

زلف تو از گرانی دل تا کمر رسید

8

ایمن ز انقلاب شود آب در گهر

آسوده رهروی که به صاحب نظر رسید

9

از درد رو متاب که عمر دوباره یافت

هر خون مرده ای که به این نیشتر رسید

10

چون ترک آه و ناله کند تلخکام عشق

نی عاقبت ز ناله به وصل شکر رسید

11

صائب مدار دست ز دامان پیچ وتاب

کز پیچ وتاب رشته به وصل گهر رسید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور