غزل شمارهٔ 5456
Poet: Saib
Toggle stanza 1عشق را در بند جسم از پیچ و تاب افکندهایم
عشق را در بند جسم از پیچ و تاب افکندهایم
خضر را در دام از موج سراب افکندهایم
با سیهمستان غفلت تازه رو برمیخوریم
پیش پای سایه فرش آفتاب افکندهایم
دوربینان بر فراز کوه بیدارند و ما
در ره سیل حوادث رخت خواب افکندهایم
چون سمندر غوطه در دریای آتش خوردهایم
تا ز روی آتشین او نقاب افکندهایم
با خیال روی او تا آشنا گردیدهایم
پرده بیگانگی بر روی خواب افکندهایم
زان رخ گلگون به خون دل قناعت کردهایم
مهر گل از دوربینی بر گلاب افکندهایم
زاهدان خشک میترسند از برق فنا
ما بر این آتش ز تردستی کباب افکندهایم
در چنین بحری که موجش میرباید کوه را
کشتی بیلنگر خود چون حباب افکندهایم
میشود آسان ز همت مشکل عالم، که ما
بارها گنجشک خود را بر عقاب افکندهایم
همچو چشم دلبران صائب مدار خویش را
از سیهمستی به بیداری و خواب افکندایم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم
سایهٔ سیمرغ همت بر خراب افکندهایم
SaadiMawaʿizGhazaliyatغزل شمارهٔ 45
ما قلم در آتش و دفتر در آب افکندهایم
هرچه با آن خواهشی هست از حساب افکندهایم
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 415
روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکندهایم
تا ز روی شاهد معنی نقاب افکندهایم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5457
ما ز روی آتشین او نقاب افکندهایم
بار اول ما بر این آتش کباب افکندهایم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5458
Sources
Persian text source: Ganjoor

