Toggle stanza 1
جان عاشق قدر داغ و درد می‌داند که چیست
1

جان عاشق قدر داغ و درد می‌داند که چیست

سکه کامل عیاران مرد می‌داند که چیست

2

پای‌کوبان رفت ازین صحرای وحشت گردباد

قدر تنهایی بیابانگرد می‌داند که چیست

3

چهره زرّین گشاید آب رحم از دیده‌ها

مهر تابان قدر رنگ زرد می‌داند که چیست

4

خط ز راه خاکساری حسن را تسخیر کرد

رتبه افتادگی را گرد می‌داند که چیست

5

نه ز بی‌دردی است گر عاشق نداند قدر درد

هرکه شد بی‌درد، قدر درد می‌داند که چیست

6

درد جانکاه مرا دور از حضور دوستان

هرکه گردیده است بی‌همدرد می‌داند که چیست

7

صائب از دل زنگ ظلمت را زدودن سهل نیست

صبح صادق قدر آه سرد می‌داند که چیست

Sources

Persian text source: Ganjoor