غزل شمارهٔ 1239
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: لنمیداندکهچیست
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1شوق چون ریگ روان منزل نمی داند که چیست
11
شوق چون ریگ روان منزل نمی داند که چیست
موج این دریا لب ساحل نمی داند که چیست
22
در فضای دشت با صرصر سراسر می رود
شمع بی پروای ما محفل نمی داند که چیست
33
جسم ما را در خاک در آغوش نتواند گرفت
گردباد آسایش منزل نمی داند که چیست
44
گوهر آسان چون به دست افتد ندارد اعتبار
قیمت داغ جنون را دل نمی داند که چیست
55
هر کجا ویرانه ای را یافت، منزل می کند
شوق ما را سیل پا در گل نمی داند که چیست
66
صائب از خاک شهیدان شمع روشن می شود
سرد گردیدن چراغ دل نمی داند که چیست
Sources
Persian text source: Ganjoor

