Toggle stanza 1
لب به نیسان نگشاید صدف دیده من
1

لب به نیسان نگشاید صدف دیده من

لنگر بحر بود گوهر سنجیده من

2

از پر کاه جهان همت من مستغنی است

التجا پیش خسیسان نبرد دیده من

3

دل آزاد من و گرد علایق، هیهات

خار خون می خورد از دامن برچیده من

4

برق با سوخته خرمن چه تواند کردن؟

غم عالم چه کند با دل غم دیده من؟

5

نسبت من به غزالان سبکسیر خطاست

نرسد سیل به گرد دل رم دیده من

6

مژده وقت است که چون مور برآرد پروبال

بس که از شوق تو پرواز کند دیده من

7

به نسیمی ز هم اوراق دلم می ریزد

به تأمل گذر از نخل خزان دیده من

8

بر سر حرف میارید دل تنگ مرا

مگشایید سر نامه پیچیده من

9

خواب سنگین من از آب گرانتر گردید

زنگ آیینه بود سبزه خوابیده من

10

می کند جلوه پیراهن یوسف صائب

پیش صاحب نظران دیده پوشیده من

Sources

Persian text source: Ganjoor