Toggle stanza 1
می کند آن که علاج دل بیچاره من
1

می کند آن که علاج دل بیچاره من

کاش می داشت خبر از دل آواره من

2

از تماشای دو عالم نشود سیر نگاه

هر که گردید بدآموز به نظاره من

3

بس که سیراب شد از گریه من، می آید

کار سنگ یده از مهره گهواره من

4

باده آتش، پر پروانه بود پرده شرم

این سخن را بچشانید به میخواره من

5

صائب از اهل وفا پاک شد آفاق و هنوز

از جفا سیر نشد یار جفاکاره من

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…