Toggle stanza 1
نقش و نگار مار بود سرنوشت خلق
1

نقش و نگار مار بود سرنوشت خلق

با زهر کرده اند همانا سرشت خلق

2

هر خوشه صد زبان ملامت کشیده است

زنهار چشم رزق نداری ز کشت خلق

3

از بهر نان در آتش حرصند روز و شب

بود از گل تنور همانا سرشت خلق

4

مردم ز بیم آتش دوزخ درآتشند

مارا خدا پناه دهد از بهشت خلق

5

سوزن به دل ز رشته مریم شکسته ام

برزخم من چه بخیه زند دست رشت خلق؟

6

چون غنچه بالشم سر زانوی وحدت است

در زیر سنگ نیست سر من زخشت خلق

7

با صد چراغ می طلبم عیب خویش را

کو فرصتی که فرق کنم خوب وزشت خلق؟

8

در تنگنای بیضه عنقا گریخته است

صائب ز بس رمیده از اطوار زشت خلق

Sources

Persian text source: Ganjoor