غزل شمارهٔ 5416
Poet: Saib
Toggle stanza 1رشته جسم گرانجان را ز سر وامیکنم
رشته جسم گرانجان را ز سر وامیکنم
سر برون چون سوزن از جیب مسیحا میکنم
چون می نارس امید پختگیها مانع است
در شکست خم دو روزی گر مدارا میکنم
آه آتشبار من در حسرت اسباب نیست
سینه را پاک از خس و خار تمنا میکنم
یک صدف بیگوهر عبرت ندارد روزگار
نیست از غفلت چو طفلان گر تماشا میکنم
چشم احسان دارم از بیحاصلان روزگار
زیر سرو و بید دامان از طمع وامیکنم
از گریبان صدف بهر چه آرم سر برون
من کز آب گوهر خود سیر دریا میکنم
دیگران گر باده از مینا به ساغر میکنند
من ز کمظرفی می از ساغر به مینا میکنم
بیمحابا میزنم بر قلب آتش چون سپند
مصرع برجستهای هرگاه انشا میکنم
حاش لله خانه گل را کنم نقش و نگار
من که دل را ساده از خال سویدا میکنم
آنچنان با فقر خرسندم که گر بال هما
بر سر من سایه اندازد ز سر وامیکنم
دشمن آیینه صافند معیوبان و من
از برای عیب خود آیینه پیدا میکنم
نیست از عزلت مرا مطلب اگر شهرت چرا
قاف را سنگ نشان صائب چو عنقا میکنم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای طرب وجدی که باز آغوش گل وامیکنم
بعد سالی چون بهار این رنگ پیدا میکنم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2279
بعد ازین در گوشهٔ دل چون نفس جا میکنم
چشم میپوشم جهانی را تماشا میکنم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2280
در سماع بیخودی چون دست بالا میکنم
کوچهها در رود نیل چرخ پیدا میکنم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5415
Sources
Persian text source: Ganjoor

