غزل شمارهٔ 788

Toggle stanza 1
از بس سترد گرد ملال از جبین ما
1
از بس سترد گرد ملال از جبین ما
در زیر خاک ماند چو دام آستین ما
2
چشم ستاره جوهر آزار ما نداشت
روزی که بود باده لعلی نگین ما
3
از اضطراب ما دل سنگ آب می شود
جای ترحم است به پهلونشین ما
4
نخجیر ما ز سایه خود طبل می خورد
صیاد کرده است عبث در کمین ما
5
آفت به گرد خرمن ما هاله بسته است
با برق در تلاش بود خوشه چین ما
6
دل را به نقد از الم نسیه می کشد
کاری که می کند نظر دوربین ما
7
صائب چرا ز فکر هم آواز خون خوریم؟
ز اهل سخن بس است خروشی قرین ما

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor