غزل شمارهٔ 2607
Toggle stanza 1داغ ناسور مرا گر بر دل صحرا نهند
11
داغ ناسور مرا گر بر دل صحرا نهند
از خجالت لاله ها بر کوه پا بالا نهند
22
از لب پیمانه ها خیزد نوای العطش
پنبه مغز مرا گر بر سر مینا نهند
33
این عزیزانی که من در مصر دولت دیده ام
در ترازو جنس یوسف را به استغنا نهند
44
کشتی جمعی که دارد از توکل بادبان
بیشتر در غیر موسم روی در دریا نهند
55
پرتو رویش چنین گر مجلس افروزی کند
زود باشد شمعها سر را به جای پا نهند
66
غنچه خسبانی که سر پیچیده اند از روزگار
سر چو صائب بر سر زانوی استغنا نهند
Sources
Persian text source: Ganjoor

