غزل شمارهٔ 3582
Toggle stanza 1از ملامت دل روشن گهران شاد شود
11
از ملامت دل روشن گهران شاد شود
دیو در شیشه این جمع پریزاد شود
22
دشمنان گر ز پریشانی من خوشوقتند
چه ازین به که دلی چند ز من شاد شود؟
33
در بیابان طلب گر نفسی راست کنم
در خراش دل من ناخن فولاد شود
44
نکند ناله مظلوم اثر در ظالم
خواب این قوم گرانسنگ به فریاد شود
55
آنچه من یافتم از ذوق گرفتاری عشق
جای رحم است بر آن بنده که آزاد شود
66
که گمان داشت که چون زلف شود روگردان
خط شبرنگ، ترا خانه صیاد شود
77
نیست در طالع این خانه که آباد شود
چه به تعمیر دل خویش کنم صائب سعی؟
Sources
Persian text source: Ganjoor

