Toggle stanza 1
از ملامت دل روشن گهران شاد شود
1

از ملامت دل روشن گهران شاد شود

دیو در شیشه این جمع پریزاد شود

2

دشمنان گر ز پریشانی من خوشوقتند

چه ازین به که دلی چند ز من شاد شود؟

3

در بیابان طلب گر نفسی راست کنم

در خراش دل من ناخن فولاد شود

4

نکند ناله مظلوم اثر در ظالم

خواب این قوم گرانسنگ به فریاد شود

5

آنچه من یافتم از ذوق گرفتاری عشق

جای رحم است بر آن بنده که آزاد شود

6

که گمان داشت که چون زلف شود روگردان

خط شبرنگ، ترا خانه صیاد شود

7

نیست در طالع این خانه که آباد شود

چه به تعمیر دل خویش کنم صائب سعی؟

Sources

Persian text source: Ganjoor