غزل شمارهٔ 5598
Poet: Saib
Metre: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: یدهنگیردارام
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام
11
اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام
دانه در تابه تفسیده نگیرد آرام
22
بخیه مهر لب خوناب نگردد در زخم
شکوه در خاطر رنجیده نگیرد آرام
33
اشک من چشم چو شبنم به گلی دوخته است
که مرا در دل و در دیده نگیرد آرام
44
گریه سوخته جانان نشود پرده نشین
جز سر راه، ستم دیده نگیرد آرام
55
از پریشان سفران لنگر تمکین مطلب
در وطن هیچ جهان دیده نگیرد آرام
66
کوه تمکین نشود سد ره شوخی حسن
در صدف گوهر سنجیده نگیرد آرام
77
دل بیتاب در آن زلف نیاسود دمی
دوربین در ره خوابیده نگیرد آرام
88
تا به فهمیده دیگر نرساند خود را
سخن مردم فهمیده نگیرد آرام
99
نظر پاک بود شیفته دامن پاک
طبع بلبل به گل چیده نگیرد آرام
1010
هر که داده است ز کف دامن فرصت، داند
که چرا صائب غم دیده نگیرد آرام
Sources
Persian text source: Ganjoor

