غزل شمارهٔ 3962
Poet: Saib
Toggle stanza 1اگر چه روی من از درد زعفرانی بود
11
اگر چه روی من از درد زعفرانی بود
خمیرمایه صد رنگ شادمانی بود
22
ز خشک مغزی پیری مرا یقین گردید
که در سیاهی مو آب زندگانی بود
33
فغان که جامه فانوس شمع هستی من
ز روزگار همین آستین فشانی بود
44
سخن گسسته عنان راه حرف خارستان
مدار زندگانی من به پاسبانی بود
55
تمتعی که ازین خاکدان رسید به من
سبک رکابتر از گرد کاروانی بود
66
فتاد از نظرم تا ز خون تهی شد دل
سبوی باده سبکروح از گرانی بود
77
به جرم هرزه درایی گداختند مرا
زبان شکوه من گرچه بی زبانی بود
88
من آن نیم که به نیرنگ دل دهم به کسی
بلای چشم کبود تو آسمانی بود
99
به بوسه ای نزدی مهر برلبم هرگز
همیشه لطف تو با دوستان زبانی بود
1010
زپرده شعله دیدار کار خود می کرد
جواب موسی ما گرچه لن ترانی بود
1111
ازان به تیغ زبان شد جهان ستان صائب
که مدح گستر عباس شاه ثانی بود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

