Toggle stanza 1
اسیر جبه ودستار چند خواهی بود
1

اسیر جبه ودستار چند خواهی بود

به هیچ وپوچ گرفتار چند خواهی بود

2

ز آفتاب گذشتند گرم رفتاران

چوسایه در ته دیوار چند خواهی بود

3

رسید بر سر دیوار آفتاب حیات

خراب ساغر سرشار چند خواهی بود

4

درین محیط که موج صیقل دگرست

نهفته در ته زنگار چند خواهی بود

5

بود ز مایه خودخرج خودفروشان را

سپند گرمی بازار چند خواهی بود

6

ملایمت به خسیسان ثمر نمی دارد

به خاک شوره گهربار چند خواهی بود

7

بشو ز چهره جان گردخواب غفلت را

نقاب دولت بیدار چند خواهی بود

8

درین بساط که بی پرده می خزند سخن

درون پرده چواسرار چند خواهی بود

9

زمین پاک طلب کن برای دانه خویش

مقیم عالم غدار چند خواهی بود

10

به گرد نقطه خال پریرخان صائب

سبک رکاب چوپرگار چند خواهی بود

Sources

Persian text source: Ganjoor