غزل شمارهٔ 5590
Toggle stanza 1دل پرخون از آن زلف شکارانداز میخواهم
11
دل پرخون از آن زلف شکارانداز میخواهم
چه گستاخم که خون کبک از شهباز میخواهم
22
چو شبنم شستهام دست امید از دامن گلشن
ز خورشید بلنداختر پَرِ پرواز میخواهم
33
ز گردون بداختر کام جویم، سادهلوحی بین
که من خط نجات از سینهٔ شهباز میخواهم
44
دماغی از چراغ تنگدستان تیرهتر دارم
میی خونگرمتر از شعلهٔ آواز میخواهم
55
چو زلف چنگ چون در دامن مطرب نیاویزم؟
کمند عشرت رم کرده را از ساز میخواهم
66
ندارد قوت برخاستن از جا سپند من
ز روی گرم آتش شهپر پرواز میخواهم
77
در آن مجلس که نبود روی گرمی، پای نگذارم
سپندم، از حریر شعله پایانداز میخواهم
88
ز زلفش سازگاری چشم دارم صائب از خامی
ثمر از شاخسار چنگل شهباز میخواهم
Sources
Persian text source: Ganjoor

