غزل شمارهٔ 4890
Toggle stanza 1ناز پروردی که من گردیدهام پروانهاش
11
ناز پروردی که من گردیدهام پروانهاش
گل زنند اطفال جای سنگ بر دیوانهاش
22
بنده آن سرو بالایم که طوق قمریان
میشود موج شراب از جلوه مستانهاش
33
کعبه نتواند قدم در کوی آن کافر گذاشت
نیست خال عاریت بر چهره بتخانهاش
44
هر حبابی یوسفی دارد به زیر پیرهن
هر کف می چشم یعقوبی است در میخانهاش
55
خال او از موشکافان بیشتر دل میبرد
مرغ زیرک را به دام آرد فریب دانهاش
66
شمع تردامن ندارد راه در درگاه او
از فروغ روی چون لعل است شمع خانهاش
77
سیر جنت میکند در خانه خشک صدف
هرکه باشد چون گهر از خویش آب و دانهاش
88
هر نگاه از چشم او صائب بود پیمانهای
وقت آن کس خوش گردد سرخوش از پیمانهاش
Sources
Persian text source: Ganjoor

