Toggle stanza 1
ناز پروردی که من گردیده‌ام پروانه‌اش
1

ناز پروردی که من گردیده‌ام پروانه‌اش

گل زنند اطفال جای سنگ بر دیوانه‌اش

2

بنده آن سرو بالایم که طوق قمریان

می‌شود موج شراب از جلوه مستانه‌اش

3

کعبه نتواند قدم در کوی آن کافر گذاشت

نیست خال عاریت بر چهره بتخانه‌اش

4

هر حبابی یوسفی دارد به زیر پیرهن

هر کف می چشم یعقوبی است در میخانه‌اش

5

خال او از موشکافان بیشتر دل می‌برد

مرغ زیرک را به دام آرد فریب دانه‌اش

6

شمع تردامن ندارد راه در درگاه او

از فروغ روی چون لعل است شمع خانه‌اش

7

سیر جنت می‌کند در خانه خشک صدف

هرکه باشد چون گهر از خویش آب و دانه‌اش

8

هر نگاه از چشم او صائب بود پیمانه‌ای

وقت آن کس خوش گردد سرخوش از پیمانه‌اش

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور