Toggle stanza 1
در زیر فلک نیست اگر همنفسی هست
1

در زیر فلک نیست اگر همنفسی هست

در پرده غیب است اگر دادرسی هست

2

بیرون چه کشی دلو تهی از چه کنعان؟

غافل مشو از یاد خدا تا نفسی هست

3

زخمی است که الماس در او ریشه دوانده است

تا در دل مجروح، هوا و هوسی هست

4

زنهار چو صید حرم از کوی خرابات

مگذار برون پای طلب تا عسسی هست

5

بر مرغ گرفتار، فضای قفس تنگ

گلزار بهشت است اگر هم قفسی هست

6

بر سیل سبکسیر شود خار پر و بال

سهل است اگر در ره ما خار و خسی هست

7

در ترک تمنا بود آسودگی دل

تلخ است شکر خواب به هر جا مگسی هست

8

بی جذبه محال است ز دل ناله برآید

فریاد، دلیل است که فریادرسی هست

9

چون مهلت اوراق خزان دیده دو روزی است

در قافله عمر اگر پیش و پسی هست

10

این است که گاهی به دعا یاد نمایند

از مستمعان صائب اگر ملتمسی هست

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…