Toggle stanza 1
از تماشایی صفای روی جانان کم نشد
1

از تماشایی صفای روی جانان کم نشد

عالمی گل چید و برگی زین گلستان کم نشد

2

گرچه ذرات جهان را چشم بینش آب داد

قطره ای از چشمه خورشید تابان کم نشد

3

کاسه اهل کرم خالی نمی گردد ز جود

ماه نو شد بدر و نور مهر تابان کم نشد

4

لنگر بیتابی دریا نمی گردد گهر

شورش اهل جنون از سنگ طفلان کم نشد

5

کام ما را خنده پنهان او شیرین نکرد

ز آب گوهر تلخی دریای عمان کم نشد

6

در همه روی زمین یک گردن بی طوق نیست

حلقه ای هر چند ازان زلف پریشان کم نشد

7

عاشق از پاس ادب در وصل هجران می کشد

حسرت طوطی زقرب شکرستان کم نشد

8

این جواب آن غزل صائب که نصرت گفته است

شد جهان پرشور و گردی زان نمکدان کم نشد

Sources

Persian text source: Ganjoor