Toggle stanza 1
از خرام ناز منت بر زمین دارد بهار
1

از خرام ناز منت بر زمین دارد بهار

هر طرف صد خرمن گل خوشه چین دارد بهار

2

تختش از بادست و چتر از ابر و لشکر از پری

اسم اعظم چون سلیمان بر نگین دارد بهار

3

یک نفس یک جا ز شوخیها نمی گیرد قرار

طرفه گلگونها ز گل در زیر زین دارد بهار

4

می تواند یک نفس تسخیر کرد آفاق را

صبح اقبالی چو شاخ یاسمین دارد بهار

5

نامه ای سربسته از هر غنچه نشکفته ای

از برای بلبلان در آستین دارد بهار

6

از دل و دین می کند بی برگ هر کس را که یافت

دست تاراج خزان در آستین دارد بهار

7

خنده های دلگشا صائب بود در سینه اش

گر به ظاهر بر جبین از غنچه چین دارد بهار

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 4584 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood